• امروز سه شنبه بیست و ششم شهریور 1398 

مقالات سازمان اوقاف

مطالب ویژه

سامانه سجنا

خدمات غيرحضوري

سامانه شکايات

تحقيق در مورد وقف در قرآن و اسلام

تحقيق در مورد وقف در قرآن و اسلام

تحقيق در مورد وقف در قرآن و اسلام

 شنبه 27 آبان 1396   2904  0      

وقف و صدقه جاري در اسلام آن قدر مهم است كه اهل بيت عصمت و طهارت در اين جهت نيز اسوه ديگران بوده و هستند و رهنمود آن ذوات قدسي در اهتمام به وقف آن است كه اين صدقه جاري را همتاي مصحف علمي و ولد صالح قرار داده و آن را در رديف ميراث ماندگار و فخر آور مي‏دانند.

 

وقف


وقف در زبان فارسي به معناي ايستادن، توقف، حبس كردن،منحصر كردن چيزي به كسي است درماده 55 قانون مدني آمده: وقف عبارت است از اين كه عين مال حبس و منافع آن تسليم شود. منظور از حبس نمودن عين مال نگاه داشتن عين مال از نقل و انتقال و هم چنين از تصرفاتي است كه موجب تلف عين گردد، زيرا مقصود ازوقف،انتفاع هميشگي موقوف عليهم، از مال موقوفه است و بدين جهت هم آن را وقف گفته اند. منظور از سبيل منافع، واگذاري منافع در راه خداوند، و امور خيريه و اجتماعي است. از نظر فقها نيز حبس عين ملك و بخشيدن منفعت آن (حبس العين – تسبيل المنفعه) وقف است.

 

موقوف عليهم

 

به فرد يا افرادي اطلاق مي شود كه اموال موقوفه را در راستاي تامين منافع ايشان وقف مي شود.



واقف

 

كسي است كه عمل وقف را انجام مي دهد.


(مقاله قرآني 1) در قرآن سوره و يا آيه‌اي در مورد خصوص وقف و امثال آن نيامده است، بلكه به صورت كلي آياتي درباره انفاق داريم كه شامل وقف و صدقات جاريه نيز مي‌شود كه به نمونه‌هاي اشاره مي‌شود:
1. لن تنالوا البرّ حتّي تنفقُوا مما تحبّون(1) هرگز به (حقيقت) نيكوكاري نمي‌رسيد مگر اين كه از آنچه دوست مي‌داريد (در راه خدا) انفاق كنيد، و آنچه انفاق مي‌كنيد، خداوند از آن آگاه است. اين آيه شامل انفاقي كه به طريق وقف و صدقة جاريه مي‌باشد نيز مي‌شود.
2. و ما تقدّموا لانفسكم من خيرٍ تجدوهُ عندالله هو خيراً و اعظمَ اجراً(2) آن چه را از كارهاي نيك براي خود از پيش مي فرستيد نزد خدا به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهد يافت، و از خدا آمرزش بطلبيد. عموميت آية فوق نيز وقف را شامل مي‌شود.
3. و اتي المال علي حبّه ذوي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل و السائلين و في الرقاب(3) نيكي آن است... و مال (خود) را با همه علاقه‌اي كه به آن دارد، ‌به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و در راه‌ماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق مي‌كند.
اين آيه هم با عموميتش شامل وقف مي‌شود، و به همين دليل علماء از جمله فاضل مقداد به آيات فوق براي وقف استدلال نموده است.(4)
مصاديق متعددي براي وقف وجود دارد كه گاهي مصداق خاص وقف بدون نام بردن وقف، در قرآن بيان شده است، مانند آياتي كه مربوط به مسجد مي‌باشد،‌ و روشن است كه از بارزترين مصداق وقف مسجد است، دربارة مسجد گاهي مي‌فرمايد: مسجدي كه بر اساس تقوا بنا شده بهتر است،(5) و در آية ديگر مي‌فرمايد: مسجد را كساني تعمير (و مي‌سازد) كه ايمان به خدا و روز قيامت داشته باشد.(6)
و آياتي كه دستور به اخذ زينت براي مسجد نموده و منهدم كنندگان مسجد را سرزنش نموده است.(7)
ولي در روايات مسأله وقف به صورت روشن بيان شده است. از جمله پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: اذا مات الانسان انقطع عمله الا من ثلاث علم ينتفع به او صدقه تجري له او يدعوله. وقتي انسان از دنيا رفت عملش قطع مي‌شود مگر از سه چيز: 1. علمي كه از آن بهره برده مي‌شود. 2. صدقه جاريه (و وقف مالي) كه براي او به جا مانده است. 3. و فرزند صالحي كه براي او به جا مانده است.


(مقاله قرآني 2) وقف در آيات قرآن كريم

در قرآن آيه اي كه بر وقف و احكام آن صريحا دلالت كند، وجود ندارد. ولي دانشمندان مسلمان و مفسران قرآن كريم از كليت برخي مفاهيم اخلاقي كه در قرآن ذكر شده است، چنين دريافته اند كه وقف مورد تاييد قرآن كريم است. چرا كه اعمال خير و صالح همواره در آيات اين كتاب شريف و نوراني ستوده شده وبه طور عموم هر آنچه كه بر انجام كارهاي نيكو و تشويق بدان دلالت داشته باشد، بر وقف نيز دلالت مي كند. به تعبير ديگر مي توان گفت كه روح وقف مورد تاييد قرآن كريم قرار گرفته است.
در نهايت مواردي از اعمال صالح، مانند صدقه، قرض الحسنه،تعاون، انفاق، محبت و كمك به همنوعان و.... ذكر شده و به نوعي با روح وقف سازگاري دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
الف: آياتي كه انسان را به عمل صالح ترغيب و توصيه نموده و مي دانيم وقف كردن نيز نوعي كار خير و عملي خدا پسندانه است:
1. «و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفيهم اجورهم»(آل عمران/ 57)
[و اما كساني كه ايمان آورده اند و كارهاي شايسته كرده اند، (خداوند) مزدشان را به تمامي به آنها مي دهد.]
در اين آيه، «ايمان و عمل صالح» دو عامل مهم براي استحقاق پاداش دانسته شده است. ايمان، مقتضاي اوليه و فطري انسانها است و بايد با عمل صالح،ثبوت آن به نمايش گذاشته شود. صالحات در آيه ي مذكور مي تواند بر هر عمل شايسته اي – از جمله وقف – دلالت كند.
2. «المال و البنون زينه الحيوه الدنيا و الباقيات الصالحات خير عند ربك ثوابا و خير أملا»(كهف/ 46)
[مال و فرزندان آرايش زندگاني جهان اند ولكن، اعمال صالح كه تا قيامت باقي است، نزد پرودگار بسي بهتر و عاقبت آن نيكوتر است.]
در آيه ي مذكور، باقيات صالحات مي تواند شامل: نماز، تهجد، ذكر خدا و صدقات جاري هم چون بناي مساجد، مدارس و موقوفات و خيرات در راه خدا باشد.
كه بدين ترتيب بايد گفت: وقف مصداق بارز باقيات صالحات است.
ب: آيه هايي كه به تاليف قلوب و جلب محبت ديگران دلالت دارد و چون يكي از مصارف در آمدهاي وقف در جهت تحكيم و تثبيت روح همبستگي و محبت بوده و در عين حال احساني است عاري از منت، و اقدامي است كه در بسياري از موارد، استفاده كننده از منافع وقف، واقف را ملاقات نكرده وچه بسا او را نمي شناسد، ولي از نتيجه لطف او بهره مند مي شود، در نهايت تاثير اين عمل خدا پسندانه به مراتب عميق تر و ماندني تر خواهد بود:
1. «انما الصدقات للفقراء و المساكين و العاملين عليها و المولفه قلوبهم و في الرقاب و الغارمين و في سبيل الله وابن السبيل» (توبه/ 60)
[صدقات منحصرا مختص است به: فقيران و عاجزان ومتصديان اداره صدقات وكساني كه بايد تاليف قلوب آنها كرد و آزادي بندگان و قرض داران و در راه خدا (راه تبليغ و ترويج دين خدا) و به راه ماندگان.]
ج: آياتي كه مردم را به روح تعاون،احسان و برادري دعوت نموده است، مانند:
1. «تعاونوا علي البر و التقوي و لا تعاونوا علي الاثم و العدوان»(مائده / 2)
[بر نيكي و تقوي همكاري كنيد وبر گناه و دشمني همكاري نكنيد.]
2. «ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي»(نحل/ 90)
[يقينا خداوند به عدل و احسان وبخشش به نزديكان دستور مي دهد.]
د: آياتي كه وقف را از طريق تقرب الهي معرفي مي كند،مثل:
1. «لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون»(آل عمران/ 92)
[هرگز به مقام بر و نيكي نخواهيد رسيد مگر اين كه از آنچه كه دوست داريد، انفاق كنيد.]
بدون شك براي انفاق،راههاي گوناگوني وجود دارد كه وقف يكي از مهم ترين مصاديق ان مي باشد. در ضمن نيل به مقام ابرار ومقربين نيازمند انفاق از چيزهايي است كه محبوب انسان است و معمولا دل كندن از آنها كاري بس دشوار به نظر مي رسد به ويژه در وقف كه موقوفه از ملكيت واقف خارج شده و به مالك حقيقي يعني خداوند متعال واگذار مي گردد.
2. «ليس البر ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب و لكن البر من امن بالله و اليوم الاخر والملائكه و الكتاب و النبيين و اتي المال علي حبه ذوي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل....»(بقره/ 177)
[نيكوكاري آن نيست كه روي خود را به سوي مشرق و مغرب بگردانيد،بلكه نيكي آن است كه كسي به خداوند و روز باز پسين و فرشتگان و كتاب (آسماني) و پيامبران ايمان آورد ومال خود را با وجود دوست داشتنش، به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان ودر راه ماندگان و....بدهد]
هنگام تعريف نيكي، خداوند به معرفي نيكان مي پردازد تامردم تنها به فراگيري مفاهيم بسنده نكنند. البته بايد دانست كه ريشه نيكي و نيكوكاري در اعتقاد و ايمان نهفته است.پس از اعتقاد و ايمان به اصول دين، خداوند به بيان اعمال صالح مي پردازد و از بخشش مال شروع مي كند و اين بخشش نشان از عمق ايمان به مبدأ ومعاد دارد،زيرا از آنچه به آن محبت دارد در راه خدا مي دهد.
بدون شك وقف اموال نيز مي تواند مصداق روشني براي بر و نيكي به شمار آيد.
و آيات فراوان ديگري كه نقطه مشترك تمامي آنها بيان محبوبيت و مطلوبيت عمل وقف و شخص واقف در بارگاه الهي است. در حقيقت وقف،خروج مال از ملكيت مجازي انسان و پيوستن به ملكيت حقيقي خالق متعال است.
دو نكته مهم ديگر از آيات مذكور استنباط مي شود:
الف: در آيات مذكور موارد استعمال وقف به خوبي تبيين شده است تا واقف آگاه گردد كه مال خود را بايد در چه راههايي به مصرف برساند.
ب: يكي از مهم ترين شرايط مال وقفي براي آن كه در درگاه الهي مقبول افتد،اين است كه بايد از اموال دوست داشتني واقف انتخاب شود و همين نكته مي تواند بيانگر ايمان و عقيده واقعي واقف به خدا و روز جزا باشد.
موقوفات پيامبر اسلام و اهل بيت

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه (عليهم السلام) گذشته از اين كه به فقرا،ضعفا،مستمندان وقشرهاي محروم اجتماع كمك مي كردند،آيندگان را نيز فراموش نمي كردند وبا به جا گذاشتن صدقات و موقوفات زيادي از املاك وزمينها و اموال خويش،سنت حسنه وقف را پايه ريزي كردند. يكي از فصول درخشان زندگاني اين پيشوايان بزرگ،اقدامات آنان در زمينه وقف است كه هم مردم را به وقف تشويق مي كردندو هم شخصا املاك وداراييهاي ارزنده اي را وقف مي كردند.


احاديث در مورد وقف


امام صادق(عليه السلام) فرمود:
هر كس از اين جهان درگذرد پس از مرگ، چيزي به او نمي رسد جز اين كه پيش تر سه چيز از خود باقي گذاشته باشد:
1. كار نيكي كه اثرش پس از او باقي باشد؛
2. سنت حسنه اي كه در ميان مردم رواج داده باشد و بعد از او مردم به آن روش عمل كنند؛
3. فرزند صالحي كه براي او دعا كند.(الترغيب و الترهيب / ج1/ ص100 و 118/ وسائل الشيعه / ج13/ ص292/ كتاب الوقف/ حديث 1و2 / ص293/ حديث 3و4وص294/ حديث 10 / ج11/ص 437/ حديث 6و امالي صدوق / ص38 /حديث 7/ مجلس 9.)
در حديث ديگري از آن حضرت نقل شده كه فرمود:
شش چيز است كه شخص مومن پس از مرگش از آن بهره مند خواهد شد:
1. فرزند صالحي كه براي او طلب آمرزش كند؛
2. قرآني كه از او باشد و مورد استفاده قرار گيرد؛
3. درختي كه مي نشاند؛
4. چاه آبي كه احداث مي نمايد؛
5. چشمه آبي كه در راه خدا جاري مي كند؛
6. سنت و روش نيكي كه پس از او مردم به آن عمل مي كنند.(قال ابوعبدالله (عليه السلام): سته تلحق المومن بعد موته: ولد يستغفر له، و مصحف يخلفه وغرس يغرسه، و قليب يحفره، و صدقه يجريها و سنه يوخذ بها من بعده/ وسائل الشيعه / همان/ ص 293/ حديث 5/ ومن لا يحضره الفقيه / ج4/ ص182/ باب الوقف و الصدقه/ حديث 637).

برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر