• امروز چهارشنبه بیستم فروردین 1399 

مقالات سازمان اوقاف

مطالب ویژه

سامانه سجنا

خدمات غيرحضوري

سامانه شکايات

اصول هم زیستی مسالمت آمیز با دیگران در سیره رضوی (1)

اصول هم زیستی مسالمت آمیز با دیگران در سیره رضوی (1)

اصول هم زیستی مسالمت آمیز با دیگران در سیره رضوی (1)

 شنبه 7 مرداد 1396   492  0      

عبدالمجید اسماعیلی

چکیده مقاله
زندگانی حضرت رضا علیه السلام در برهه ای قرار گرفت که جامعه مملو از احزاب و گروه های مختلف با آراء و اندیشه های متفاوت بود. در این بین مخالفان حضرت از قبیل مخالفان شخصی، سیاسی، مذهبی و یا دینی نمود و بروز بیشتری داشتند. شیوه عملکرد حضرت در این فضای آشوبِ فرهنگی، راهکارهایی را در جهت همزیستی مسالمت آمیز با هر گروه رقم زد، در این مقاله راهکارهای برخورد با سه گروه اول تبیین می گردد، راهکارهایی مانند؛ استدلال بر آیات، روش شناسی مخاطب، همراهی و مدارا با خصم، در مواجهه با مخالفان سیاسی و راهکارهایی مانند؛ استدلال بر سیره پیامبران، بروز کرامات، عفو و بخشش، ادب در گفتار و ... در مواجهه با مخالفان مذهبی و شخصی.

کلیدواژه ها: اصول همزیستی با مخالفان، ارتباط با مخالفین، مهارت ارتباط مؤثر، چگونگی ارتباط مطلوب، روش های ارتباط با دیگران، رفتارهای مطلوب و مؤثر با همنوع.

مقدمه:
طبق اهداف اسلام، هسته مرکزی آنچه یک انسان باید بداند راه رسیدن به خدا و سعادت ابدی است؛ یعنی هدف کلان انسان در مسیر زندگی فقط و فقط باید "احساس حضور خدا" باشد و تمامی اهداف خُرد دیگر از قبیل حفظ جان، حفظ دین، حفظ عقل، حفظ نسل، حفظ مال باید در مسیر و هم جهت با این هدف کلی باشد. ادیان، برای حرکت انسان به سوی این اهداف، دستورالعمل هایی داده اند. این دستورالعمل ها برآیند حرکت انسان در شبکة زندگی را، به سوی هدف قرار می دهد. ارائه این برنامه ها و دستورالعم لها به دست پیامبران و رسولان الهی است که از طریق ارتباط با ماوراء و اخذ این قوانین، معادلات حرکتی انسانها را در مسیر زندگی تعریف می کنند. امامان دوازده گانه شیعه نیز ادامه دهنده همین مسیر برای اکمال دین و برنامه زندگی انسانها تا ابد هستند.
به دلیل "شبکه ای بودن هستی" و برآیندی بودن حرکت ها، تغییرات و نیروها در انسان، رسیدن به این اهداف حاصل نمی شود مگر با تعادل و سلامت در: 
    • بدن، فکر، قلب (ارتباط با خود) 
    • خانواده، محیط کار، جامعه (ارتباط با همنوع) 
    • محیط زیست (ارتباط با دنیا) 
    • شناخت آنچه برای ورود به عوالم بالا لازم است (ارتباط با ماوراء)

چهار لایه ارتباطی: بدن، فکر، قلب (ارتباط با خود) - خانواده، محیط کار، جامعه (ارتباط با همنوع) - محیط زیست (ارتباط با دنیا) - شناخت آنچه برای ورود به عوالم بالا لازم است (ارتباط با ماوراء)

که این چهار لایه ارتباطی متخذ از روایت امام صادق علیه السلام است که فرمودند:
«أُصُولُ‏ الْمُعَامَلَاتِ‏ تَقَعُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَوْجُهٍ مُعَامَلَةُ اللَّهِ وَ مُعَامَلَةُ النَّفْسِ وَ مُعَامَلَةُ الْخَلْقِ وَ مُعَامَلَةُ الدُّنْیَا ...» (مصباح الشریعة، منسوب به جعفربن محمد علیه السلام، امام ششم علیه السلام، ص5)
این اصول از طریق وحی از عوالِم حاکم و محیط بر معادلات حرکت انسان در زندگی، صادر می گردد که زبان ناطق و تبیین کننده این علم الهی، رسولان الهی هستند.
این نوشتار در مقام تحلیل گزاره های وارد شده از امام هشتم علیه السلام و بررسی سیره عملی و رفتاری ایشان در ارتباط با همنوع در شاخه ارتباط با مخالفین سیاسی، مذهبی و شخصی به هدف کشف الگوی رفتاری مناسب در همزیستی مسالمت آمیز با این مخالفان و معاندان است. تحلیل سیره حضرت در ارتباط با مخالفان دینی در مقاله بعدی بررسی می گردد.

مسأله پژوهش:
راهکار و روش مناسب در ایجاد و تقویت روحیه ی تحمل مخالفان سیاسی، مذهبی و شخصی چیست؟
چگونه می توان در زمینه های مختلف با کسانی که در مسائل اعتقادی، سیاسی و یا شخصی تفاوت نظر با ما دارند مراوده داشت؟

بیان ضرورت پاسخگوئی به مسأله:
ایجاد مشکلات و موانع فکری و رفتاری در اثر ناتوانی انسانها در همزیستی سالم با مخالفان؛
ایجاد آسیب های اجتماعی ناشی از این ناتوانی همزیستی و ارتباط های غیر مطلوب و غیر مؤثر؛
استناد این آسیب ها و ناتوانی ها به دین و ترویج تفکر ناتوانی دین در مدیریت ارتباطات فکری، رفتاری و احساسی انسانها.

روش تحقیق:
تحلیل منطقی گزاره های دین بر اساس روش تحقیق شبکه ای.

مفاهیم و اصطلاحات:
شبکه هستی: مقصود از شبکه هستی، برقراری رابطه علت و معلولی، اثرگذاری و اثرپذیری میان کل پدیده ها در تمام لایه های عالم وجود است.
برهان در فلسفة اسلام، منجر به نظریّة "شبکه ای بودن هستی" شده است.
براساس نظریّة فوق، هیچ حرکتی در هستی، بدون تعامل با اجزاء دیگر آن انجام نمی شود. تمامی حرکات و افعال بر این عالم تأثیرگذار است و ادیان الهی با آگاهی بر این تأثیر و تأثرها، شیوه حرکت انسان برای رسیدن به هدف نهایی خلقت را برای آنها تبیین نموده اند.

برهان در فلسفة اسلام، منجر به نظریّة "شبکه ای بودن هستی" شده است.

راهبرد: راهبرد یا استراتژی یعنی تعیین موقعیت و فرآیند بهینه، برای تحقق اهداف در محیط رقابت، به تعبیر ساده تر راهبردها جهت دهی های کلان حرکت برای رسیدن به هدف را مشخص می کنند.
راهکار: راهکارها بیان دستورالعمل های اجرایی به منظور طی مسیر هستند و به تعبیری چگونگی های خُرد در برنامه حرکت برای رسیدن به مقصد و هدف را مشخص می کنند.

فرضیه:
امام هشتم علیه السلام در تبیین برنامه حرکت برای تعیین معادلات ارتباطی شیعیان با مخالفین و همزیستی مسالمت آمیز با آنها، راهکارهایی را ارائه داده اند که به پویایی و کارآمدی روابط شیعیان در عرصۀ اجتماع و برقراری ارتباط موفق و اخلاقی با غیر مسلمان و مخالفان مذهبی کمک خواهد کرد.

متن مقاله:
الف) وضعیت حاکم بر زمان حضرت رضا علیه السلام:
اصول همزیستی مطلوب و مسالمت آمیز با معاندین به تبع اصول و معادلات ارتباط با همنوع شکل می گیرد. به دلیل جوّ حاکم بر زمان حضرت رضا سلام الله علیه و وجود گروه های مختلف از مخالفان، ایشان بیشتر از دیگران تجلّی دهنده صفات پسندیده رفتاری با مخالفان بودند و در نتیجه کرنش مخالفان را در برابر خود داشتند.
نکته بسیار مهم در این راستا این است که بررسی و تحلیل سیره رضوی در برخورد با مخالفین بیشتر در فضای مناظرات حضرت نمایان می گردد. عدم حضور امام رضا علیه السلام و همینطور دیگر ائمه اطهار علیهم السلام در اجتماع و عدم بروز و ظهور آنان در بین مردم بخاطر شرائط زمانی و حکومت های مخالف که سیطره قدرتی و حفاظتی شدیدی بر ائمه معصومین علیهم السلام داشتند به آنان آنگونه که باید اجازه ورود به عرصه جامعه و حکومت را نمی داد و این مهمترین مشکل برای تبیین قوانین و فرهنگ دینی اسلام بود. تمامی حکّام بنی امیه و بنی عباس چنان اختناقی را ایجاد کرده بودند که اصحاب حضرات معصومین علیهم السلام و همچنین امام رضا علیه السلام در تقیه و پنهان کاری دینی و مذهبی به سر می بردند. به دلیل تقیه و وجود روایت ذمّ نسبت به بعضی از اصحاب برای حفظ آنها از سوء رفتار حاکمان، افرادی مانند محمد بن سنان و داود بن کثیر رقّی و ... مورد طعن و ذمّ قرار می گرفتند که مخالف امام هستند، در حالیکه اینان خواصی بودند که به امامت امام رضا علیه السلام از جانب پدر بزرگوارشان امام موسی بن جعفر علیهماالسلام تصریح داشتند.
وشاء گوید: عباس بن جعفر بن محمّد بن اشعث از من درخواست کرد که از حضرت رضا علیه السّلام بخواهم هر وقت نامه اى او برایش فرستاد پس از خواندن نامه آن را پاره کند؛ مبادا بدست دیگرى بیافتد. حضرت رضا علیه السّلام شروع به نوشتن نامه اى کردند، هنوز من تقاضاى عباس را که نامه هایش را پاره کند عرض نکرده بودم حضرت نوشتند: «بدوستت بگو وقتى من نامه اش را می خوانم پاره می کنم». (زندگانى حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام، مجلسى، محمد باقر (ترجمه جلد 49 بحارالأنوار)، ص31)

حضرت در برخورد با همه مخالفان عکس العملهایی داشتند که می تواند به عنوان راهکارهایی و الگویی در روش مواجهه با مخالفان باشد.

ب) اقسام گروه های مخالف:
پیشوایان معصوم علیهم السلام، اعم از پیامبر صلى الله علیه و ‏آله و ائمّه اطهار علیهم السلام، همیشه در طول زندگی و بالاخص در تبیین برنامه های حرکتی دین مخالفانی داشتند که موانع و مشکلات عدیده ای را برای آنها به وجود می آوردند. بعضی از این مخالفین بسیار سرسخت و سیاستمدار بودند که حتی توانستند جلوی حکومت و ولایت امام را بگیرند و بعضی در مسیر رسیدن به اهداف خود، حضرات معصومین علیهم السلام را به شهادت رساندند و بعضی خس و خاشاکی بودند که فقط باعث آزار و اذیت حضرات می شدند. این مخالفین را می توان به چهار گروه کلی تقسیم کرد:
1. مخالفان شخصى: کسانى که به انگیزه هاى شخصى، همچون حسادت و امثال آن، با ائمّه اطهار علیهم السلام مخالف بودند؛
2. مخالفان سیاسى: کسانى که حق رهبرى ائمّه اطهار علیهم السلام را در بُعد سیاسى قبول نداشته و ایشان را به عنوان حاکمان واقعى به رسمیت نمى‏شناختند؛
3. مخالفان مذهبى: مسلمانانى که مرجعیت دینى ائمّه اطهار علیهم السلام را قبول نداشتند؛ مانند اهل تسنن یا خوارج؛
4. مخالفان دینى: مشرکان، مسیحیان، یهودیان و منافقانِ به ظاهر مسلمان؛
حضرت در برخورد با همه این مخالفان عکس العملهایی داشتند که می تواند به عنوان راهکارهایی و الگویی در روش مواجهه با مخالفان باشد.

ج) راهکارهای مواجهه با مخالفان شخصی در سیره رضوی:
1. اصل عفو و بخشش
2. اصل غیرت و مردانگی
در تاریخ اسلام، حکومت هائی که به نام اسلام سرکار آمدند؛ از قبیل بنی امیه، بنی عباس و ... زندانهای مخوفی را ایجاد می کردند و عده ای را تحت فشار و شکنجه قرار می دادند و این روش باعث ضربه شدیدی به پیکره اسلام می شد ولی در مقابل اینها ائمّه اطهار علیهم السلام و خاندان گرامی شان روش عفو و گذشت را پیش گرفته بودند تا حجتی باشند برای نسل های آینده.
امام رضا علیه السلام این اصل را در مواجهه با مخالفان خود داشتند. در زمان حکومت هارون عباسی پس از شهادت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام عده ای به فرماندهی جَلُّودی که مردی سفاک و بیرحم بود، مأموریت یافتند که به محله بنی هاشم در مدینه منوره حمله کنند و تمام خانه ها را به تاراج ببرند. از جمله خانه هایی که مورد محاصره و حمله قرار گرفت خانه موسی بن جعفر علیهما السلام بود.
حضرت رضا علیه السلام که از مقصد جَلودی آگاه بودند تمام زنان را وارد یک اتاق کردند و جلو درب آن اتاق ایستادند. جلودی آمد و روبروی امام با تمام شدت و خشونت ایستاد و گفت: من از هارون دستور دارم به این اتاق هم وارد شوم و همه چیز را مصادره کنم و با خود ببرم.

راهکارهای امام رضا علیه السلام در مواجهه با مخالفان شخصی بر اصول عفو و بخشش و غیرت و مردانگی استوار بود.

امام هشتم علیه السلام در پاسخ او فرمودند: اینجا بایستید من قول می دهم هرچه از زیورآلات و لباس و غیره در این اتاق باشد برای شما بیاورم. اما جلّودی نپذیرفت ولی امام مکرر اصرار نمودند تا اینکه پذیرفت. سپس امام وارد اتاق شدند. جز یک لباس بر تن زنان همه چیز را به جلّودی دادند.
از این واقعه مدتها گذشت تا اینکه حضرت به خراسان آمد و به اصطلاح ولیعهد مأمون شدند و مأمون دستور داد که تمام اطرافیان و درباریان، با آن حضرت بیعت کنند و همه بیعت کردند جز عده ای که یکی از آنها همین جلودی بود. مأمون عباسی آن چند نفر را به جرم عدم بیعت با امام رضا علیه السلام به زندان افکند. این جلّودی با آن سابقه ننگین و با آن دشمنی و هتک حرمتی که نسبت به امام رضا علیه السلام داشت، امام او را مورد عفو قرار داد. یک روز مأمون که در خدمت امام بود جریان زندانی شدن آن چند نفر خصوصاً جلودی را به امام داد و امام رضا علیه السلام دستور داد که زندانیان احضار شوند.
حضرت رضا علیه السلام کنار مأمون نشسته بودند که از دور چشمشان به جلّودی افتاد و از مأمون خواستند که او را آزاد کند، ولی جلودی به مأمون گفت: تو را به خدا سوگند می دهم که خواهش این آقا را نسبت به من نپذیری. مأمون وقتی بزرگواری امام و خباثت جلّودی را دید دستور داد جلاد گردن او را بزند. (اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۴۲؛ بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۱۱۶ و ۱۲۷)

د) راهکارهای مواجهه با مخالفان سیاسی در سیره رضوی:
1. استفاده از علوم و روش های مخاطب
2. همراهی و مدارا با خصم
3. استدلال به آیات قرآن
در پرسش و پاسخی که بین حضرت و فضل بن سهل صورت گرفت راهکارهای سه گانه فوق بدست می آید.
روزى حضرت رضا علیه السلام در مجلس مأمون بودند فضل بن سهل ذوالریاستین نیز حضور داشت صحبت از شب و روز شد که کدامیک جلوتر آفریده شده. فضل این سؤال را از حضرت رضا علیه السلام کرد، امام فرمودند؛ مایلى جواب آن را از قرآن بدهم یا از روى حساب خودت، گفت اول از روى حساب بدهید، حضرت فرمودند؛ مگر شما نمی گوئید طالع دنیا سرطان است و کواکب در نقطه شرف خود بوده اند، گفت؛ چرا فرمود پس زحل در میزان و مشترى در سرطان و مریخ در جدى و زهره در حوت و قمر در ثور و شمس در وسط آسمان در حمل بوده و این امکان ندارد مگر در روز، فضل گفت صحیح است.
حضرت فرموند اما از قرآن، خداوند می فرماید: «لا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَها أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لا اللَّیْلُ سابِقُ النَّهار» یعنى روز قبل از شب بوده. (زندگانى حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام، مجلسى، محمد باقر (ترجمه جلد 49 بحارالأنوار)، ص251)

از جمله راهکارهای مواجهه با مخالفان سیاسی در سیره رضوی استفاده از علوم و روش های مخاطب، همراهی و مدارا با خصم و استدلال به آیات قرآن می باشد.

ﻫ) راهکارهای مواجهه با مخالفان مذهبی در سیره رضوی:
1. استفاده از کرامات

عبدالله بن شبرمة گفت: حضرت رضا علیه السّلام از ما رد شدند در حالى که ما در مورد امامت آن آقا بحث می کردیم پس از اینکه خارج شدند، من و تیم بن یعقوب سراج که از اهالى برمه بود در خدمت آن جناب بودیم ولى هر دو زیدى مذهب و مخالف امامت ایشان بودیم. وقتى میان بیابان رسیدیم ناگهان گله‏اى آهو پیدا شد حضرت رضا علیه السلام اشاره بیه ک بره آهو نمودند، آهو آمد تا روبروى امام علیه السّلام ایستاد حضرت رضا جلو رفتند و سر او را با دست مالیدند و بلند کرده بدست غلام خود دادند، بره آهو دست و پا می زد که برگردد پیش همراهان خود، امام علیه السّلام با او سخنى گفتند که آرام شد.
بعد فرمودند: عبدالله ایمان نمى آورى. عرض کردم چرا آقا شما امام و حجت خدا بر خلق هستید. من از مذهبى که داشتم توبه کردم بعد به آهو فرمودند برگرد.
آهو رفت در حالى که از چشمانش اشک جارى بود خود را به امام علیه السلام مالید و صدائى کرد. حضرت رضا علیه السلام فرمودند: مى دانى چه می گوید؟ عرض کردم خدا و پیغمبر و فرزند پیامبر مى دانند.
فرمود: مى‏گوید مرا خواستى امیدوار شدم که از گوشتم خواهى خورد؛ وقتى دستور دادى برگردم محزون شدم. (همان، ص43)

2. استدلال بر سیره پیامبران
محمد بن زید رازی می گوید:
در خدمت امام رضا - علیه السلام - بودم، در ایّامی که مأمون او را به ولیعهدی معرفی کرده بود. مردی از خوارج، در حالی که در دستش خنجری زهرآگین بود وارد شد. در حالی که به دوستانش می گفت:
به خدا سوگند، پیش این شخصی که مدّعی است فرزند پیامبر است می روم. او این گونه وارد بر این طاغوت (یعنی مأمون) شده است! از او دلیل کارش را خواهم پرسید. اگر دلیلی داشت که هیچ، و گرنه مردم را از دستِ او (امام رضا علیه السلام) راحت خواهم کرد.
پیش امام آمد و اجازه طلبید. امام، اذن دادند و فرمودند:
به سؤالت به این شرط جواب می دهم که اگر پاسخم را پسندیدی و قانع شدی آن چه که در آستین داری (= خنجر) را بشکنی و دور اندازی!
آن مرد که از خوارج بود، حیرت زده ماند، خنجر را بیرون آورد و شکست. آن گاه پرسید:
چرا به حکومت این طاغوت داخل شده ای، در حالی که اینان در نظر تو کافرند و تو پسر پیامبری، چه چیز تو را به این کار واداشته است؟ امام رضا - علیه السلام - فرمود:
آیا به نظر تو اینان کافرترند، یا عزیز مصر و اهل کشور او؟ مگر نه این که اینان، خود را موحّد می شمارند، ولی حکّام مصر، نه یکتاپرست بودند و نه خداشناس؟

حضرت رضا علیه السلام در مواجهه با مخالفان مذهبی از راهکارهای ذیل استفاده می کردند:
1- استفاده از کرامات، 2- استدلال بر سیره پیامبران، 3- آرامش و مدارا با مخالفان، 4- ادب در گفتار

یوسف، پسر یعقوب علیه السلام، پیامبر و پسر پیامبر بود که به عزیز مصر گفت: مرا مسؤول خزاین مملکت قرار بده ... و با فرعون ها نشست و برخاست می کرد. حال آن که من یکی از اولاد پیامبرم (نه پیامبر) و مأمون هم مرا بر این کار، اجبار و اکراه کرده است. چرا بر من خشم می گیری و این را زشت می شماری؟
آن مرد گفت: بر تو ایرادی نیست. گواهی می دهم که تو فرزند پیامبری و صادق هستی.
آبى در نثر الدرّ می نویسد: گروهى از صوفیه در خراسان خدمت حضرت رضا علیه السّلام رسیده عرض کردند: امیرالمؤمنین مأمون مقام خلافتى که خدا به او عنایت کرده، خواست به شایسته ترین مردم واگذار نماید، شما خانواده پیغمبر از همه مردم به مقام رهبرى شایسته تردید و از میان اهل بیت (علیهم السلام) شما را از هر نظر لایق تر به مقام امامت تشخیص داد، تصمیم گرفت خلافت را به شما واگذارد، با اینکه مردم احتیاج دارند به کسى که غذاى خوب نخورد و لباس درشت بپوشد و سوار الاغ شود و به عیادت مریض رود.
حضرت رضا علیه السّلام که تکیه نموده بودند، راست نشستند و فرمودند: یوسف، پیامبر بود، لباس هاى دیبای آراسته با طلا می پوشید و تکیه بر تخت فرعون می نمود و حکومت می کرد؛ امام باید عادل و دادگر باشد وقتى حرف می زند راست بگوید، وقتى حکومت می کند، عدالت ورزد و به وعده خود وفا کند، خداوند خوراک و پوشاک را حرام نفرمود و بعد این آیه را قرائت نمودند: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ‏الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ‏.» (همان، ص252)

3. آرامش و مدارا با مخالفان
ابن ابی نجران و صفوان گفتند: حسین بن قیاما که از سران مذهب واقفه بود از ما در خواست کرد برایش از حضرت رضا (علیه السلام) اجازه بخواهیم. ما اجازه گرفتیم همین که وارد شد گفت تو امام هستى؟ فرمود: آرى گفت من خدا را شاهد می گیرم که تو امام نیستى. حضرت رضا علیه السّلام سر بزیر انداخته، مدتى زمین را نگاه می کردند بعد سر برداشته فرمودند از کجا فهمیدى من امام نیستم.
گفت چون از حضرت صادق علیه السّلام روایت داریم که امام هرگز عقیم و بدون فرزند نیست، تو به این سن رسیده اى هنوز فرزندى ندارى. این مرتبه بیش از دفعه پیش امام سر بزمین انداخته بود، باز سربرداشته فرمود: خدا را گواه می گیرم که طولى نخواهد کشید که داراى فرزندى خواهم شد.
عبد الرحمن بن ابى نجران گفت از وقتى که حضرت رضا این فرمایش را فرمودند، تاریخ گذاشتیم یک سال طول نکشید که خداوند حضرت جواد علیه السلام را باو عنایت کرد. (همان، ص82)

4. ادب در گفتار
ابراهیم بن عباس گفت: هرگز ندیدم حضرت رضا علیه السّلام با سخن خود کسى را برنجاند و هرگز ندیدم سخن کسى را قطع کند. (همان، ص83)

نتایج:
1. دین در ارائه برنامه برای حرکت انسانها، تمامی لایه های نیازهای ارتباطی را ملاحظه کرده است.
2. سیره ی معصومین علیهم السلام یکی از منابعِ دستیابی به پاسخِ چگونگی ارتباط مطلوب با مخالفین است.
3. زندگانی حضرت رضا علیه السلام به دلیل قرار گرفتن در شرائط زمانی خاص، بهترین مستند و منبع برای کشف چگونگی ارتباطات مسالمت آمیز با مخالفین می باشد.
4. راهکارهای حضرت در مواجهه با مخالفان سیاسی عبارتند از: استدلال بر آیات، روش شناسی مخاطب، همراهی و مدارا با خصم.
5. راهکارهای حضرت در مواجهه با مخالفان مذهبی و شخصی عبارتند از: استدلال بر سیره پیامبران، بروز کرامات، عفو و بخشش، ادب در گفتار و مدارا با مخاطب و ...

توصیه ها:
عملکرد دقیق و هدفمند حضرت رضا علیه السلام با گروه های مختلف از مخالفین، بهترین الگوی رفتاری در تعاملات اجتماعی است. بکارگیری راهکارهای فوق می تواند شیعیان را در جهت نیل به فضای همدلی در بین خود و تألیف قلوب در برابر مخالفان دینی و مذهبی کمک کند.

فهرست منابع:
1. مصباح الشریعة، منسوب به جعفر بن محمد علیه السلام، امام ششم علیه السلام، جلد 1، چاپ اول، بیروت: اعلمى، 1400ق.
2. زندگانى حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام، مجلسى، محمد باقر، (ترجمه جلد 49 بحارالأنوار)، مترجم، موسی خسروی، جلد 1، چاپ اول، تهران: اسلامیه، 1380 ش.
3. بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، مجلسى، محمد باقر، (ط - بیروت)، جلد 111، ج49، چاپ دوم، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، 1403 ق.
4. مواعظ امامان علیهم السلام، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى (ترجمه جلد 75 بحارالأنوار)، مترجم، موسی خسروی، جلد 1، چاپ اول، تهران: اسلامیه، 1364ش.
5. اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۴۲.
برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر